raveh

مدیر سایت
  • تعداد ارسال ها

    54
  • تاریخ عضویت

  • آخرین بازدید

  • روز های برد

    125

آخرین بار برد raveh در سپتامبر 20

raveh یکی از رکورد داران بیشترین تعداد پسند مطالب است!

اعتبار در سایت

71 Excellent

11 دنبال کننده

درباره raveh

  • درجه
    کاربر فعال

آخرین بازدید کنندگان نمایه

282 بازدید کننده نمایه
  1. چونک بی‌رنگی اسیر رنگ شدموسیی با موسیی در جنگ شد
  2. ☘️ما انسان ها مثل مدادرنگی هستیمشاید رنگ موردعلاقه یکدیگر نباشیم! اماروزیبرای کامل کردن نقاشیمانبدنبال هم خواهیم گشت!به شرطی که انقدرهمدیگر را‌ تا حد نابودی نتراشیم....
  3. دلم برای تو که نه!ولی برای روزهای با هم بودنمان تنگ شدهبرای تو که نه!ولی برای “مواظب خودت باش” شنیدن تنگ شدهبرای تو که نه!ولی برای دلی که نگرانم میشد تنگ شدهراستش! برای اینها که نهبرای خودتدلم خیلی تنگ شده...
  4. !"بـے رحمانه ترین" 'خیــــــــــــــــــــــانت'?! "این" است که... 'وارد' "زنـــــــــــــــــــــــدگے" 'کسے' شوے ! "وابســــــــــــــــته اش" کنے ! و... 'بعد' از "مدتے" 'آنقــــــــــــــــــــــــــــدر' "زندگیش" را "خــــــــــــــــــــــالے" 'کنے' که... یک "عمــــــــــــــــــــــر" با "خاطراتت" "بمیرد"!! هیچ 'چیز' "بدتر" از "قتـــــــــــــــــــــــــل احســــــــــــــــــــــــــــاس" 'نیست'..... خیلی سخته یکیو به اندازه ی وجودت دوست داشته باشی بعدش با ...
  5. بدبختی‌ ما از آنجا شروع شد که لکۀ روی پیشانی از محتوای درون پیشانی بسیار با ارزش‌تر شد !! فریدون_فرخزاد
  6. ‏کسی که با هر اشتباه تو یک شانس دوباره به تو می دهد همان کسی است که هرگز با تو قهر نمی کند اما اگر برود می رود که برود!
  7. ↖↯↯سعــــی نکــــــن مـــــــــنو دور بزنی… خیــــــــــــلی ها پیش ✘مـــــــــــن✘ دوره دیـــــدن..↯↯⇧⇩ ↙↯↯گــفتم درجــریان باشــی..!!✘✘✘
  8. زنه سر قبر شوهرش میگفت: کجایی صمد؟!یدالله کفش نداره!فضل الله بلوز نداره!عین الله شلوار نداره!روح شوهره شب میاد به خوابش میگه:سکینه من مُردم،نرفتم دبی جنس بیارم که
  9. نه پدر دارم نه مادرینه خدا نه سرزمیننه گهواره و کفننه بوسه ؛ نه عاشقیحالا سومین روزاستهیچ غذایی نخورده امهمه قدرت رنج ها ؛بیست سال عمرمهمه را می فروشماگر هیچکس خریدارآن نباشددیوی آن را خواهد خریدبا این قلب پاک ( حرفه ام کلمه ها)دست به سرقت می زنم ؛ قاتل خواهم شدبه زندانم می اندازند؛ حلق آویزم می کنندآن زیردرآمرزش ِآغوش ِ امن خاکگل های زهرآلودی جوانه می زندو از قلب پاکم می روید
  10. با رفتنت مانده مرا به گلو حرف آخرم این حجم گفتگو را تو بگو تا کجا برم
  11. با این که مغروری ولی تجربه کندل بستن رو:))
  12. آسان است برای منکه خیابانها را تا کنم و در چمدانی بگذارمکه صدای باران را، به جز تو کسی نشنودبه درخت انار بگویم انارش را خود به خانه من آوردآسان است آفتاب را سه شبانه روز بی آب و دانه رها کنمو روز ضعیف شده را ببینم که عصا زنان از آسمان خزر بالا می رودآسان است که چهچه گنجشک را ببافم و پیراهن خوابت کنمآسان است برای من به شهاب نومید فرمان دهم که به نقطه اولش برگرددبرای من آسان است به نرمی آبها سخن بگویمو دل صخره را بشکافمآسان است نا ممکنها را ممکن شومو زمین در گوشم بگوید بس کن رفیقاما آسان نیست که معنی مرگ را بدانموقتی تو به زندگی آری گفته ای